تبليغاتX
بی سر و ته
وای که ۹ روز دیگه این موقع چه حال خوبی دارم . فکر کنم هر کس هم جای من بود همین حال و داشت

دیدن مادر و خواهر و خواهر زاده و برادر و برادرزاده و دوست و فامیل وای که چه لذتی داره .با مینو و صدف و مامان شب بشینیم و تعریف کنیم و بخندیم البته همیشه مامان رفیق نیمه راهه چون خوابش میاد و باید بره بخوابه .

رفتن به فرحزاد و دیزی خوردن و حرفای خنده دار زدن و از خنده ریسه رفتن .

ولی حیفه خیلی حیفه که آدم سالی یه بار خانوادش رو ببینه ولی خوب بازم خدا رو شکر که هستن.

دلم واسه بابام و داداشم خیلی خیلی تنگه کاش میشد اونا رو هم ببینم کاش کاش کاش

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:48  توسط افسانه   |