تبليغاتX
بی سر و ته - ماهی قرمز و همستر
قراره از شنبه یه عضو جدید به خونه ما اضافه بشه یه دختر کوچولوی روسی که وقتی دیدمش دلم واسش ضعف رفت .دیروز رفتم واسش وسایل اتاقش رو خریدم .نمیدونیین چقدر ناز و دوست داشتنیه .

حالا هنوز اسم براش انتخاب نکردم گفتم وقتی اومد براش یه اسم انتخاب میکنم که دنی هم راحت بتونه صداش کنه البته باید خیلی مواظبش باشم که دنی اذیتش نکنه .

این دختر کوچولوی ما یه همستره

راستش من عاشق سگ بودم خیلی هم دوست داشتم که یه سگ بیارم ولی خوب به دلیل مسافرتهایی که به ایران دارم کسی رو نداشتم که زمان تعطیلاتم ازش مراقبت کنه و به همین دلیل به فکر آوردن گربه افتادم بازم دیدم نه اونم نمیشه تنها بمونه و بنابراین به همستر اکتفا کردم .
البته اینم بگم که ما دو تا ماهی داریم که الان پنچ ساله که با ما زندگی میکنن .این دو تا ماهی رو هم خیلی دوست دارم و اونا هم به من خو گرفتن .چهار سال پیش که  برای مدت طولانی  بیمارستان بودم وقتی برگشتم خونه باورتون نمیشه وقتی رفتم سمت ماهی ها و باهاشون شروع به صحبت کردم داشتن خودشون رو از ظرف بیرون مینداختن و من گریم گرفته بود از این همه احساس هیچ وقت فکر نمیکردم که ماهی هم بتونه از خودش احساس نشون بده  .

یه روز صبح که از بالا اومدم پایین یه راست رفتم آشپزخونه وقتی کارم تموم شد اومدم که برای ماهی ها غذا بریزم دیدم یکی از ماهی ها از توی تنگ بیرون افتاده و بی جون .در واقع اصلا حرکتی نمیکرد و من فکر کردم مرده ولی نمیدونم چرا اونو دوباره انداختم توی ظرفش .ماهی روی آب شناور بود یهو اون یکی ماهی اومد با دهنش زد به ماهی که مرده بود چند بار این کارو کرد و من دیدم داره تکون میخوره اینقدر این کار رو انجام داد تا ماهی زنده شد باورم نمیشد که یه ماهی این کارو بکنه .خدا رو شکر زنده موند ولی خوب دیگه اون رنگ قرمزی رو نداره و سفید سفید شده

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 21:32  توسط افسانه   |